شرکت‌ها همه ساله میلیون‌ها دلار صرف تبلیغ و پیشبرد فروش خود می‌کنند و امیدوارند که مشتریان فعلی و احتمالی به این فعالیت‌ها توجه کرده و با آنها ارتباط برقرار کنند. و در ادامه میلیون‌ها دلار دیگر هزینه می‌کنند تا از طریق رسانه‌های الکتریکی و چاپی با مشتریان ارتباط برقرار کنند و همچنان امیدوارند مشتریان صدایشان را بشنوند، آنها را ببینند و در نهایت به آنها پاسخ دهند.
واقعیت آن است که تبلیغات بسیار پرخرج است. در ایالت متحده امریکا یک تبلیغِ 30 ثانیه‌ای در شبکه‌ای ملی به طور میانگین 130000 دلار قیمت دارد یا تبلیغی رنگی در یک صفحه کامل، در مجله‌ای با موضوع کسب وکار به طور میانگین 100 دلار است. پرداخت این مبالغ برای یک شرکت ریسک زیادی به شمار می‌آید مگر آنکه شرکت، اطلاعات خوبی در مورد اینکه مشتریانش چه کسانی هستند، چه چیزی می‌خواهند یا چه چه چیز را دوست دارند، و زمان خود را پای چه رسانه‌ای صرف می‌کنند، داشته باشد. به همین دلیل است که برای تبلیغات نیاز به تحقیق است. تحقیقات اطلاعات لازم برای تصمیم‌گیری در مورد بازاریابی و تبلیغات را فراهم می‌آورد. بدون چنین اطلاعاتی برای تبلیغات باید از شهود و گمان استفاده شود که با اقتصاد جهانی امروز که بسیار رقابتی و دائما‌‌ً در حال تغییر است، چنین کاری منجر به شکست خواهد شد.
تحقیقات بازاریابی چیست؟
برای کمک به مدیران در تصمیم‌گیری در مورد بازاریابی، شرکت‌ها فرایندهای سیستماتیکی را برای جمع‌آوری، ثبت و تحلیلِ اطلاعاتِ جدید ایجاد می‌کنند که به آن تحقیقات بازاریابی گویند. البته تحقیقات بازاریابی را نباید با تحقیقاتِ بازار اشتباه گرفت. تحقیقات بازار یعنی اطلاعات جمع‌آوری شده در مورد بازاری خاص یا بخشی خاص از بازار. تحقیقات بازاریابی چند منظور را محقق می‌سازد:
کمک به شناسایی نیازهای مشتریان و بخش‌های بازار، اطلاعات لازم برای طراحی محصول جدید و استراتژی بازاریابی ا فراهم می‌آورد، مدیران را قادر می‌سازد اثربخشی برنامه‌های بازاریابی و فعالیت‌های مربوط به پیشبرد فروش را ارزیابی نمایند. همچنین تحقیقات بازاریابی برای برنامه‌ریزی مالی، پیش‌بینی اقتصادی و کنترل کیفیت نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد.
تحقیقات خود به کسب و کار بزرگی بدل شده است. 10 شرکتِ برترِ فعال در عرصه تحقیقات در دنیا درآمدی بیشتر از 5.5 بیلیون دلار بابت تحقیقات بازاریابی، تبلیغات و افکار عمومی دارند. شرکت‌ها از تحقیقات بازاریابی برای جمع‌آوریِ انواع مختلف اطلاعات استفاده می‌کنند. تمام این انواع را می‌توان به سادگی در 3 فرایند اصلی بازاریابی گنجاند: جذب مشتری جدید، حفظ مشتریان فعلی و بازگرداندن مشتری‌های از دست رفته.
اطلاعات جمع‌آوری شده جهت جذب مشتری جدید و حفظ مشتریان کنونی می‌تواند به بازگرداندن مشتریان از دست رفته کمک کند. به عنوان نمونه اگر یک تولید کننده تجهیزات دفتری از طریق تحقیقات خود دریابد که افزایش تماس در مورد خدمات نشانه فسخ یک قرارداد خدماتیست، می‌تواند این روند را در میان مشتریان کنونی کنترل کند و اقدامات پیشگیرانه در پی گیرد. به علاوه می‌تواند اطلاعاتِ در مورد خدمات به مشتریان پیشین را مرور کند و اگر این روند در اطلاعاتِ پیشین نیز وجود داشته باشد با فعالیت بازاریابی جدید یا تبلیغاتی مناسب مشتریان را بازگرداند. به طور خلاصه، تحقیقات بازاریابیِ مناسب می‌تواند شرکت را قادر سازد آمیخته پیچیده و یکپارچه‌ای از قیمت، محصول،توزیع و ارتباطات را به کارگیرد. این امر اطلاعات لازم برای تصمیم‌گیری در مورد اینکه کدام استراتژی‌ها به تصویر برند کمک کرده و منجر به سودآوری بیشتر می‌شود را فراهم می‌آورد. و در نهایت به مسئولین تبلیغات کمک می‌کند که در مورد اثربخشی برنامه‌های بازاریابی و کمپین‌های تبلیغاتیی که در گذشته انجام شده، قضاوت کنند.
پیش از راه‌اندازی هرگونه کمپین تبلیغاتی، یک شرکت باید بداند که مردم چه ادراکی نسبت به محصولاتش دارند، رقابت در بازار را چگونه می‌بینند، چه تصویری از برند یا شرکت برای آنها قابل باورتر است، و چه تبلیغاتی بیشترین پذیرش را میان آنان دارد. برای بدست آوردن این اطلاعات از تحقیقات در حوزه تبلیغات استفاده می‌شود. تحقیقات بازاریابی اطلاعات لازم برای تصمیمات بازاریابی را فراهم می‌آورد و تحقیقات در حوزه تبلیغات اطلاعات مورد نیاز برای تصمیم‌گیری در مورد تبلیغات شرکت را فراهم می‌کند. طبق تعریف، تبلیغات در حوزه تبلیغات جمع آوری و تحلیل سیستماتیکِ اطلاعات، برای کمک به ایجاد یا ارزیابی استراتژی‌های تبلیغاتی، هر تبلیغ و تمام کمپین‌هاست.