رسانه های اجتماعی که به نام وب 2 (Web 2.0) یا محتوای کاربر ساخته (user-generated content) نیز نامیده می شود، زیربنای بسیاری از روش هایی است که در بخش های قبلی بحث شد. محبوبیت بسیاری از سایتهای اجتماعی از سایتهای خبری پیش افتاده است و این شبکه ها منبع اولیه قرار گرفتن پیامهای تبلیغاتی و بازاریابی هستند.
رسانه های اجتماعی به افراد همان قدرتی را داده است که پیش از این و به طور سنتی در اختیار رسانه های متعارف بود. اگر شخصی از محصولی خوشش بیاید و شروع به اظهار نظر خود در این رسانه ها نماید، نتیجه می تواند یک تبلیغات رایگان باشد که صدای آن به بسیاری از افراد بازار هدف خواهدرسید و البته تاثیر آن بسیار بیشتر از ده ها میلیون ریال تبلیغ خواهدبود. از سوی دیگر، اگر شخصی از محصول یا برندی بدش بیاید، می تواند صدمه ای به برند بزند که ماه ها تبلیغ نتواند آن را جبران نماید.
بازاریابان با درک این موضوع که وب به یک رسانه تعامل و گفتگو تبدیل شده است، نه تنها بر تماس و ارتباط بین خود و مشتریانشان متمرکز شده‌اند بلکه بر تعامل بین مشتریانشان و شنیدن نظراتشان درباره شرکت نیز دقیق شده‌اند. رسانه های اجتماعی چگونگی دریافت اطلاعات توسط مصرف کنندگان را تغییر داده اند و درک اینکه چه چیزی معنای برند را مدیریت می کند را متحول کرده اند. به عبارت دیگر، موفق ترین شرکتها آنهایی هستند که به کاربران اجازه می دهند برند آنان را مدیریت کنند و بیش از اینکه درک از برند توسط شرکت اعمال شود توسط تجربیات مشتریان منتقل گردد. ذکر این نکته هم ضروری است که رسانه های اجتماعی چیزی بیشتر از بلاگ ها هستند؛ رسانه هایی مانند توییتر، فیس پوک، مای اسپیس، یوتیوب. این حوزه همچنین شامل پادکست ها و ویجت ها نیز می باشد.

برخی از مهمترین مزایای بازاریابی شبکه های اجتماعی عبارتند از:
درگیری و تعامل با مشتری
ارتباطات مستقیم با مشتری
افزایش سرعت بازخورد و نتایج
یادگیری ترجیحات مشتری
هزینه پایین
برندسازی
تحقیقات بازار
اعتبار ناشی از جمعیت
دسترسی بالا
منبع ایجاد سرنخ برای ایجاد ارتباط
خدمات مشتری

بازاریابی آن لاین آمیخته جالبی از فرصتهای جهانی و جوامع به شدت به هم پیوسته است. هر روزه پیامهای بیشتری پیش از دیده شدن فیلتر می شوند. هدایت ارتباطات در مسیر صحیح و مثبت یکی از چالش های اصلی و مهمترین وظایف بازاریابان است. نکته مهم اینست که این کاربر است که تعیین می کند چه چیزی ببیند.